فرض کنید با یک گروه به مسافرت میروید از ابتدای مسافرت یکی از دوستانتان نق میزند فحش میدهد هر رستوران یا هتلی انتخاب میکنید فحش میدهد ساز جدایی میزنید از او میپرسید چرا اینکار را میکنی جواب میدهد آزادی بیان است ! بگذارید مثال دیگر بزنم تیم فوتبالی در نظر بگیرید که تاکتیکی برای بازی در نظر میگیرد اما یکی از بازیکنان هیچ کدام از تاکتیکها را قبول نمکند اصلا زیر بارتاکتیک نمیرود و مرتب به دیگر بازیکنان فحش میدهد به او میگویند چرا اینکار را میکنی میگوید آزادی بیان!
جاستین وب در تعریف جامعه آمریکایی و مردمش میگوید"گذشته از این که قانون اساسی چه میگوید، شمای آمریکایی نمیتوانید هر کاری را که می خواهید انجام دهید و هر حرفی را که دلتان میخواهد بزنید. از شما انتظار میرود که مانند یک فرد خوب رفتار کنید و همه آمریکایی ها در این مورد متفقالقول و متحدند." حال فردی را در ایران در نظر بگیرید که در سایتها تمام مدت رهبر یکی از بخشهای اپوزیسیون یعنی رضا پهلوی را تخریب میکند بخود میگویی خوب شاید از مشروطه بدش میاید و طرفدار نوع دیگری از حکومت است اصلا شاید از قیافه رضا پهلوی خوشش نمیاید اما بعد همین شخص صحبتی میکند که شما را از اشتباه درمیاورد شخصی از او میپرسد اگر رضا پهلوی نباشد در وب مشغول چه کاری میشوی چواب میدهد به حساب نوکران عمام (لقبی که گروهی از مخالفان میرحسین موسوی به وی میدهند) میرسم براستی شخصی که همه وقت و انرژیش را برای تخریب رهبران بخش اکثریت اپوزیسیون میگذارد چه هدفی میتواند از اینکار داشته باشد؟ آیا تیغ دیکتاتوری از سوی جمهوری اسلامی بر گردن مردم گذاشته شده یا رضا پهلوی یا موسوی؟ فرض کنید یک سایبری بخواهد در وب بعنوان مامور مخفی جمهوری اسلامی خود را بعنوان اپوزیسیون جا دهد و با این وسیله آنها را تخریب کند به نظر شما قبل از هرکس سراغ چه کسانی میرود؟ اینجاست که باید پاسخ داد جناب سایبری این دفعه تابلو کردی که گربه نیست دستت برای همه رو شده خیر پیش
جاستین وب در تعریف جامعه آمریکایی و مردمش میگوید"گذشته از این که قانون اساسی چه میگوید، شمای آمریکایی نمیتوانید هر کاری را که می خواهید انجام دهید و هر حرفی را که دلتان میخواهد بزنید. از شما انتظار میرود که مانند یک فرد خوب رفتار کنید و همه آمریکایی ها در این مورد متفقالقول و متحدند." حال فردی را در ایران در نظر بگیرید که در سایتها تمام مدت رهبر یکی از بخشهای اپوزیسیون یعنی رضا پهلوی را تخریب میکند بخود میگویی خوب شاید از مشروطه بدش میاید و طرفدار نوع دیگری از حکومت است اصلا شاید از قیافه رضا پهلوی خوشش نمیاید اما بعد همین شخص صحبتی میکند که شما را از اشتباه درمیاورد شخصی از او میپرسد اگر رضا پهلوی نباشد در وب مشغول چه کاری میشوی چواب میدهد به حساب نوکران عمام (لقبی که گروهی از مخالفان میرحسین موسوی به وی میدهند) میرسم براستی شخصی که همه وقت و انرژیش را برای تخریب رهبران بخش اکثریت اپوزیسیون میگذارد چه هدفی میتواند از اینکار داشته باشد؟ آیا تیغ دیکتاتوری از سوی جمهوری اسلامی بر گردن مردم گذاشته شده یا رضا پهلوی یا موسوی؟ فرض کنید یک سایبری بخواهد در وب بعنوان مامور مخفی جمهوری اسلامی خود را بعنوان اپوزیسیون جا دهد و با این وسیله آنها را تخریب کند به نظر شما قبل از هرکس سراغ چه کسانی میرود؟ اینجاست که باید پاسخ داد جناب سایبری این دفعه تابلو کردی که گربه نیست دستت برای همه رو شده خیر پیش
۳ نظر:
اشعاری سروده ای در حد آن جای خانم ها!
اشعاری سروده ای در حد آن جای خانم ها!
Moosa@
حرف نزنی فکر نمی کنن که لالی !
..
جواب شما در کامنتهای زیر لینک ارسالی در بالاترین داده شده ولی شما به خودت زحمت خوندنش رو ندادی !
..
پی نوشت:
آب رو بریز جایی که می سوزه
ارسال یک نظر