۱۳۹۱ شهریور ۱۶, پنجشنبه

علی ابن ابیطالب و ایرانیان

پیش از هرچیز میبایست این نکته را معروض بدارم که این نوشته به هیچوجه دارای اهداف دینی نیست و تنها از منظر تاریخی و در رابطه با مدارک مستند به این مقوله توجه کرده است توضیح اینکه کلیه پسوندهای علیه السلام در اصل ماخذ موجود بوده و جهت خودداری از ایجاد خدشه در اصل رعایت امانت منابع آنرا حفظ نمودم
در این مقاله سعی بر این است که ریشه های ارتباط و علاقه مابین ایرانیان و علی ابن ابی طالب را بررسی کنیم توضیح اینکه تازیان در زمان عمر ابن خطاب ایرانیان را شکست داند و سرزمینشان را تسخیر نمودند و خود را سروران ایرانیان نامیدند حتی ایرانیانی که بعدها مسلمان شدند نتوانستند علی رغم تاکید اسلام بر تساوی بین مسلمانان از لحاظ حقوق اجتماعی در ردیف اعراب قرار گیرند و در ملغمه ای پیچیده از قوانین عرب ماقبل اسلام و دستورات اسلام برای زندگی در شهرها و برخورداری از اقلیت حقوقی که بواسطه ایمان به اسلام برخوردار شدند و جهت تمایز از زرتشتیان زیر علم حمایت اعارب و قبایل عرب نام موالی به معنی کسی که ولی و حامی دارد را بر آنان گذاشتند علی این ابیطالب نیز یک تن از این فاتحان بود اما باید خود را جای ایرانیان مغلوب در آنزمان گذاشت تا فهمید طرفداری یک تن از سران قوم غالب تا چه حد از نظر مادی و روحی در فروکاستن از سختیها و مصائب قوم مغلوب میتواند کارگر افتد
با مرگ عثمان مركز خلافت از مدینه به كوفه كه در نزدیكی حیره سابق بنا شده بود و نیمی از ساكنان آن را مردم غیر عرب تشكیل می‌‌دادند، انتقال یافت. علی بن ابیطالب (ع) ، خلیفه تازه در میان اعراب یمنی و مسلمانان غیر عرب كه موالی خوانده می‌شدند، هواخواهان بسیاری داشت. در ایام خلافت بنی‌امیه، عرب و موالی عراق همچنان اولاد علی (ع) را محترم می‌داشتند. به هر تقدیر، بروز اختلاف‌های داخلی در ایام خلافت مستعجل علی (ع) منجر به جدایی دو فرقه شیعه و خوارج از عامه مسلمانان شد. بعدها هر دو فرقه یاد شده طرفدارانی در میان مسلمانان در ایران یافتند. بدین ترتیب، ایرانیان نیز وارد اختلافات سیاسی و داخلی اعراب گردیدند. به طور كلی ایرانیان برای نشن دادن انزجارشان از شیوه کشورداری امویان، از شیعیان كه دارای منسجم‌ترین مرام سیاسی بودند و نیز احساساتشان با شور و احساس ایرانیان سازگاری داشت، جانب‌داری می‌كردند. از همان آغاز کشکمکش های خانگی داخلی میان اعراب و در بین مسلمین به طور كلی، اعراب كوفه كه غالب آنها در اصل از مردم یمن بودند، آشكارا به علی (ع) گرایش داشتند؛ در پی آنها نیز موالی كوفه جانب علی (ع) را گرفتند .

پیش‌تر موالی در این مرحله به مشاغل پست اشتغال داشتند و اعراب ایشان را برای به دست گرفتن حرفه‌هایی كه دست زدن بدان‌ها را شرم مور خود می‌دانستند، در شهرهای خود میپذیرفتند. تازیان پیشه خود را جنگجویی می‌دانستند و دیگران را فروتر از خود می‌انگاشتند، هر چند علی‌رغم اجحاف و تحقیری كه بر موالی روا می‌داشتند، به سبب مهارت‌های ایشان، حضورشان در میان اعراب خواهان داشت. علی (ع) برخلاف عثمان با موالی مهربان بود و آنان را  بزرگ می‌داشت، تا آنجا كه اعراب از رفتار وی در این باره گله‌ میکردند. به‌رغم خشم اعراب، علی (ع) موالی را از هر حیث با تازیان برابر داشت، و این البته در جلب موالی و تعلق خاطر آنها به علی (ع) موثر بود. برخی از اعراب كوفه علی (ع) را نمود و تأیید برتری عراق تلقی میکردند؛ چنان كه بعدها امامت اولاد او، حسن (ع) و حسین (ع) و محمد بن الحنفیه را نشانی از عظمت و تفوق شهر خود تلقی می‌كردند و به طریق اولی ازدواج و پیوند خویشاوندی حسین بن علی (ع) با خاندان یزدگرد سوم یا هرمزان از دلایل احترام فراوان ایرانیان ذریه علی (ع) بوده است.

در عمق حرمت شیعه، امام ـ جانشین پیامبر ـ و اصل این فکر كه پیشوایی و رهبری عامه باید از مشیت و اراده الهی ناشی باشد، اعتقاد و باور ایرانیان نهفته است كه پادشاهان خود را صاحب فره ایزدی می‌شماردند. البته جای سخن نیست كه اساس عقاید شیعه،به هر طریق اقتباس از اصول باورهای دینی ایرانیان نبود، اما جاذبه‌ای كه این باور نزد ایرانیان یافت تا اندازه بواسطه مرهون موافقت آن با عقاید ایرانیان و انعكاس آرای دینی آنها در این باورهای نوین بود. بیهوده نیست كه فرقه‌های متعدد شیعه ، نظیر كیسانیه، خشبیه ، خطابیه ، و راوندیه در میان موالی ایرانی بیشترین طرفدار را داشت.


پس از قتل حسین ابن علی در کربلا جنبش کین خواهی مختار به راه افتاد مختار در جلب پشتیبانی موالی مهارتی خاص داشت، و تعداد آنها در میان سپاهیان مختار چنان فزونی یافت كه می‌توان خروج مختار را جنبشی علیه اعراب عراق به شمار آورد. اعراب کوفه از توجه و اعتمادخاص وی به موالی زمزمه نارضایتی درافکندند و می‌گفتند كه در لشكرگاه مختار یك كلمه عربی شنیده نمی‌شود  مختار با پشتیبانی همین عنصر غیر عرب توانست هجده ماه بر كوفه فرمان براند و از مردم سواد، جزیره و جبال خراج گیرد. نگهبانان شخصی او هم از میان  برگزیده شده بودند. از این گذشته، تا این هنگام موالی تنها با چوبدستی و پیاده در جنگ‌ها شركت می‌جستند. اما مختار آنها را بر مركب می‌نشاند و سلاح می‌داد و از غنایم نیز سهم می‌بردند. . ابراهیم بن الشتر سردار مختار که میگفت این موالی فرزندان اسواران و مرزباران فارسیند آنها را برای جنگ با حکومت شام از هر لشکری مناسبتر میدانست همین پشتیبانی مختار از موالی موجب گردید تا اعراب شیعه كه نخست از نهضت او حمایت می‌كردند، اندك اندك از گرد او متفرق شوند و به مصعب بن زبیر بپیوندند
پس مصعب ابن زبیر که در معنی نمونه ای از دسته بندی عرب بود مختار را که دیگر چیزی مگر فرمانده موالی نبود بکست و بکشت وی پس از گرفتن کوفه دست اعراب را در کین خواهی از موالی باز گذاشت گویند که مصعب پس از شکستن مختار با چنان سخت دلی ددمنشانه ای موالی را فرو مالید که به او لقب جزار (خونریز) دادند و نیز گویند که در این واقعه بیش از هفت هزار تن از موالی کوفه به هلاکت رسیدند
اما به رغم كشتار سنگینی كه مصعب از موالی كرد، نتیجه مهمی كه از قیام مختار به دست آمد ظهور موالی به عنوان نیرویی رزمنده در مناقشات سیاسی آن دوران بود. چنان كه موالی در قیام زید بن علی، نواده حسین بن علی (ع) شركت فعال داشتند. هر چند دعوت زیدیه در سال 122 ق / 739 م به شكست انجامید و زید نیز به قتل رسید
به این ترتیب میتوان ریشه های علاقه ایرانیان به بنی هاشم را دریافت و تنها آنرا محدود به تبلیغات روحانیون شیعه از برای جلب قلوب ایرانیان ندانست
منابع:
تاریخ ایران کمبریج جلد چهارم (از فروپاشی دولت ساسانیان تا آمدن سلجوقیان) گرداورند ر.ن.فرای به نقل از دو قرن سکوت دکتر عبدالحسین زرین کوب صفحات 35 تا 38

هیچ نظری موجود نیست: