۱۳۹۱ دی ۷, پنجشنبه

آتاترک! مردی که کشور ترکیه را تنها متعلق به ترکها میدانست (فاجعه ازمیر)

                                                     چهره مصطفی کمال آتاترک

بوجود آمدن ترکیه جدید توسط کمال مصطفی ملقب به آتاترک (پدر ترک) بر پایه ناسیونالیسم شدید و افراطی ترکی مبحث گسترده ای است که بارها در کتب تاریخی مورد بحث قرار گرفته است و موضوع این مقاله نیست اما نکته ای که در این گفتار مورد بحث است چگونگی تفکرات و ایده های اتاترک و جامعه عمل پوشاندن آنها در قضیه بوجود آوردن کشور ترکیه است و به طور خاص در مورد جنگ و سرنوشت ازمیر مورد بررسی قرار گرفته است.
توضیح اینکه ازمیر واقع در ساحل دریای زیبای اژه بعنوان سومین شهر بزرگ ترکیه مانند بقیه شهرهای ترکیه پیشینه ای یونانی دارد که در قرن پانزدهم توسط سلطان محمد فاتح سلطان عثمانی تصرف گشت و این تصرف تا  جنگ جهانی اول ادامه داشت. در این زمان شهر حدود 300000 هزار نفر جمعیت داشت که حدود نیمی از آنها بومیان یونانی بودند; یک چهارم ترک و بقیه شامل ارمنیها و یهودیها و بقیه اقلیتها بودند .اما در جنگ جهانی اول کشور عثمانی که بخاطر ضعف مفرطش بعنوان مرد بیمار اروپا شناخته میشد در جرگه دول محور شامل آلمان و اتریش از متفقین شکست خورد و کلیه متصرفات اروپاییش را از دست داد و حتی دول انگلیس و فرانسه و امریکا وارد خاک امروزی ترکیه شدند و بعد از آنها ایتالیا تا قلب آناطولی را تصرف کردند و شهر زیبای ازمیر ملقب به عروس اژه به نوبت در دست این دول چرخید تا اینکه در نهایت در سال 1919 تحت تصرف یونان قرار گرفت. استدلال کشور یونان این بود که این شهر دارای اکثریت یونانی است و باید تحت حاکمیت یونان باشد. یونانیان تا آناتولیا پیشروی کردند ولی از میان ملت عثمانی سابق مردی برخواست بنام مصطفی کمال که بعدها نام خود را آتاترک گذاشت و او مصمم به باز پس گیری سرزمینهایی بود که توسط یونانیها تسخیر شده بود بنابراین ارتشی تشکیل داد و به نبرد با ارتش یونانیها پرداخت و آنها را از آناتولیا عقب راند تا اینکه در ماه سپتامبر سال 1922 شهر ازمیر را در محاصره گرفت و سربازان ارتش یونان که چاره ای نداشتند شهر را تخلیه کردند و شهر بدست ارتش ترکها افتاد .در این زمان این شهر در اوج زیبایی و شهرت بود و بسان یک نگین زیبا در ساحل دریای اژه میدرخشید .این شهر همانطور که پیش از این گفته شد یک شهر بین المللی بود و دارای اکثریت یونانی و اقلیت ترک و ارمنی بود .عقل سلیم حکم میکرد ارتش ترکیه تحت لوای اتاترک پس از تصرف ازمیر آنرا شهری متعلق به کشور ترکیه و مردمش را سکنه  این کشور و هموطن خود بدانند ولی آتاترک جور دیگری می اندیشید .او که پیش از آن با نامیدن کشور سابق عثمانی بنام ترکیه عملا بی تفاوت به دیگر اقوامی که در این کشور میزیستند و شامل کردها و یونانیها و ارمنیها و یهودیان و آشوریها و گرجیها و ... بودند, نشان داده بود این کشور را تنها از آن ترکها میداند و از اینرو برای دیگر اقوام ساکن این کشور هیچ حقی قائل نبود برای همین پس از تصرف ازمیر 15 روز مهلت برای ترک ازمیر توسط یونانیها و ارمنیهای بومی شهر که جد اندر جد در این شهر زیسته بودند  تعیین کرد .اما جنایت هولناک هنگامی شکل گرفت که  سربازان ترک بعد از تصرف این شهر آنرا به آتش کشیدند یعنی شهری که در تصرف خودشان و متعلق به کشورشان بود .آتش سوزی از بعد از ظهر سیزدهم سپتامبر یعنی چهار روز پس از تصرف شهر توسط ترکها آغاز گشت. آتش از قسمت ارمنی نشین شهر که مجاور لنگرگاه شهر بود شروع شد و هیچ تلاشی توسط اولیا شهر که اکنون همگی ترک بودند برای خاموشی آتش صورت نگرفت .شاهدین زیادی هستند که در خاطراتشان مستقیما سربازان ترک را مسئول آغاز آتشسوزی شهر دانسته اند. یکی از این افراد خانم مینی میلز بود که رئیس کالج دخترانه آمریکاییها در ازمیر بود و گیلز میلتون به نقل از او در کتابش تحت عنوان "ازمیر بهشت گمشده " نوشته است:
 بعد از ناهار به چشم خود دیدم که یک افسر ترک با یک دبه نفت یا بنزین وارد خانه ای شد و چند دقیقه بعد خانه در آتش میسوخت.
                                                  تصویر لنگرگاه ازمیر در حال سوختن

 دیگر معلمان کالج و دانش آموزان هم شهادت داده اند که افراد دیگری از ارتش ترکیه را دیده اند که همین عمل را با خانه های دیگر انجام دادند و قسمت ارمنی نشین شهر نزدیک اسکله را به آتش کشیدند .شاهدان بسیاری مانند مونسر جوبرت رییس بانک ازمیر و کلیفین دیویس مسئول صلیب سرخ و چند مامور آتشنشانی شهادت داده اند که وقتی از سربازان و افسران ترک علت به آتش کشیدن شهر را میپرسیدند آنها ادعا میکردند تنها از مافوق خود اطاعت میکنند و دستورات آنها را به اجرا گذاشته اند. ستوان انگلیسی ای اس مریل اذعان داشته که ارتش ترکیه تعمدا قصد زنده زنده سوزاندن یونانیها را داشته است به گفته او بنا به ضرب العجل ترکها مبنی بر ترک ازمیر توسط یونانیها و ارمنیها , یونانیها اعم از مرد زن و کودک و پیرکه در اسکله ها جمع شده بودند تا توسط کشتیهایی که از طرف دولت یونان قرار بود فرستاده شوند  ازمیر را ترک کنند به چنگال آتش افتادند و سربازان ترک با محاصره لنگرگاه شهر اجازه فرار به آنها نمیدادند و بنا به آمار بین 10 هزار تا 100 هزار نفر یونانی  زنده زنده در آتش سوختند.

     تصویر رانده شدگان بومی یونانی  شهر ازمیر که در لنگرگاه جمع شده بودند که از شهر خارج شوند پیش ازآنکه در چنگال آتش زنده زنده کباب شوند

بنا به گفته سربازان فرانسوی که در ناوهای خود شاهد سوختن شهر بودند این اتفاق یک کابوس به تمام معنا بود اولین کشتی یونانی دو روز بعد از این حادثه رسید و باقیمانده یونانیها را به مرور خارج کردند
                                            تصویر یونانیان قربانی توسط آتشسوزی ازمیر

پس از آتش سوزی کمال پاشا اتاترک نطقی غرا در شهر ازمیر بیان کرد:
درست است که شهر سوخته است ولی دوباره میسازیمش البته اینبار ترکها این شهر را خواهند ساخت و این کشور دیگر نیازی به غیر ترکها نخواهد داشت.
                                               تصویر شهر ازمیر پس از آتش سوزی بزرگ

البته بعدها که خبر این جنایت بزرگ که توسط مورخین یونانی بزرگترین هالوکاست یونانیها لقب گرفته بود در اطراف واکناف جهان طنین انداز شد و اعتراض جهانیان را برانگیخت کشور ترکیه مانند دیگر کشتارها و نسلکشی ها و قتل عامها (مانند نسل کشی ارمنیان توسط ترکان جوان در دوران امپراطوری عثمانی و کشتار زازاها توسط ارتش آتاترک) آنرا منکر شد و آتش سوزی را به گردن یونانیان انداخت اما کار از کار گذشته بود و اسناد و گفته های شاهدین در سرار جهان پخش شده بود و داغ این جنایت هولناک تا ابد بر پیشانی مصطفی کمال ملقب به آتاترک پدر و معمار ترکیه نوین باقی ماند.

منبع:
http://en.wikipedia.org/wiki/Great_Fire_of_Smyrna

۱۳۹۱ آذر ۲۴, جمعه

آبراهام لینکن; مردی که بهای انسان دوستی و وطن پرستیش را با خون خود داد

ریاست جمهوری آبراهام لینکن که بدون شک بهمراه جرج واشنگتن بزرگترین رییس جمهوران آمریکا بودند و جنگ داخلی آمریکا نتیجه بزرگی داشت : لغو برده داری در امریکا و آزادی 4 میلیون برده سیاهچوست که زندگی فلاکتباری داشتند هرچند این قانون تازه آغاز راهی طولانی برای انان بود تا به حقوق اجتماعی برابری با دیگر نژادها در آمریکا دست یابند طوری که امروز یکی از انان به مقام ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا برسد اما آیا میدانستید هدف آبراهام لینکن و دلیل آغاز جنگ داخلی آمریکا در ابتدا چیز دیگری بود و قانون لغو برده داری تنها یکی از نتایج آن بود؟ هدف آبراهام لینکن نجات کشورش از فروپاشی و تجزیه بود توضیح اینکه بعلت اختلاف ایالات شمالی و جنوبی در بعضی مسائل از جمله برده داری ایالات جنوبی اعلام جدایی از کشور ایلات متحده آمریکا نمودند و ماموریت لینکن برای ریاست جمهوریش جلوگیری از تلاشی میهنش بود.و مقاله زیر که ترجمه ای از بیوگرافی لینکن از سایت کاخ سفید و دیگر منابع درج شده در پایان مقاله است  است این قضیه را بخوبی نمایان میکند:
لینکن در مراسم تحلیف خود به جنوبی ها هشدار داد: تصمیم در مورد آغاز جنگ داخلی نه بوسیله من که توسط شما انجام خواهد شد هموطنان ناراضی من! شما هیچ حقی اسمانی و الهی برای نابودی حاکمیت یکپارچه ندارید اما  من وظیفه دارم که دولت و یکپارچگی را حفظ کنم و از موجودیت آن دفاع کنم
لینکن می اندیشد که تجزیه طلبی کاملا غیر قانونی است و او میبایست با زور هم که شده اتحاد و یکپارچگی کشور را حفظ نماید
اما جرقه های جنگ داخلی پیش از ریاست جمهوری لینکن زده شده بود قضیه این بود که در ایلات شمالی بعلت نوع فعالیت اقتصادیشان که مبتنی بر کمپانیهای صنعتی بزرگ بود برده های زیادی وجود نداشت اما در ایالات جنوبی داستان برعکس بود نوع فعالیت آنها وابسته به کشاورزی و مزرعه های بزرگ بود ازینرو برده های بیشماری در این ایلات میزیستند و کارهای سخت را انجام میدادند این موضوع باعث اختلاف بین جنوبی هایی که از برده داری دفاع میکردند و شمالیهایی که با برده داری مخالف بودند شد و وقتی اختلافات بالا گرفت زمزمه های جدایی ایالات جنوبی از کشور ایلات متحده بالا گرفت و عملا کشور به دو بخش طرفدار یکپارچگی که دولت و بیست و سه ایالت شمالی را در بر میگرفت و طرفداران جدایی که ایالات جنوبی را در بر میگرفت تقسیم شد  و در همین دوران در سال 1860 ابراهام لینکن ازنامزد جمهوریخواه بریاست جمهوری ایالات متحده رسید
در فوریه 1861 هفت ایالت جنوبی ادعای استقلال کردند و در آوریل همان سال نیروهای آنان به نیروهای ارتش ایالت متحده در کارولینای جنوبی حمله کردند این موضوع باعث شد لینکن فرمان بسیج نیروها را در کلیه ایالات بدهد و همین موضوع باعث شد چهار ایالت درگر که موافق برده داری بودند نیز اعلام استقلال کنند و بدین وسیله شماره انها به 11 رسید و جنگی آغاز گردید که بیش از 4 سال طول کشید و بیش از نیم میلیون کشته داد
ابراهام لینکن در یک سخنرانی در قبرستان کشته های جنگ اذعان کرد که این جنگ برای ازادی ملت و دموکراسی بود نه صرفا برای زمین چرا که او اعتقاد داشت باید ملت ایالات متحده همچنان متحد باقی بمانند تا بتوانند رسالت آزادی را بر دوش بکشند
وی در سال 1863 در بحبوحه جنگ داخلی رسما قانون لغو برده داری را اعلام کرد او از رییس جمهورانی بود که بر تمرکز حاکمیت مرکزی اصرار داشت و آنرا افزایش داد لینکن بار دیگر در سال 1864 به ریاست جمهوری ایالات متحده برگزیده شد و یک سال بعد تنها یک ماه پیش از پایان جنگ داخلی توسط یک بازیگر جنوبی که تصور میکرد با کشتن لینکن میتواند به تجزیه ایالات جنوبی کمک کند کشته شد اما لینکن پایه یکپارچگی و صلح ملت را محکم کرده بود و تنها یکماه پس از مرگش پایان جنگ داخلی و یکپارچه ماند ایالات متحده آمریکا توسط جانشینش پرزیدنت جانسون اعلام شد

منابع:
1-سایت کاخ سفید
2-سایت buzzle
3-ویکیپدیا انگلیسی


۱۳۹۱ آذر ۲۳, پنجشنبه

کشور ایران از چه تاریخی با این عنوان نامیده شد

هدف این مقاله بررسی این موضوع است که نام ایران از چه تاریخی در صحنه تاریخ پدید آمد و این کشور که از گذر تاریخ با نام پارس و پرسیس و پرسیا وپرشیا و فارس و ... در نزد دیگر ملل شناخته شده بود توسط ملت خودش چه نامیده میشد و از چه تاریخی با نام ایران مرسوم شد نکته اینکه در این مقاله کاری به قدمت نام اریا یا اریا وئجه که بارها در متون دینی اوستا و همچنین کتیبه بیستون داریوش آمده است نداریم و تنها به بررسی نام ایران به طور اخص میپردازیم

اولین بار نام ایران در تاریخ بر روی سکه های اردشیر اول موسس سلسله ساسانی ظاهر گشت به عنوان :
   ʾrtḥštr MLKʾn MLKʾ ʾyrʾn/Ardašīr šāhān šāh ērān
به معنی اردشیر شاه شاهان ایران
 پس از او پسرش شاهپور اول بر روی سکه هایش نام ایران و انیران را به نمایش دراورد
 MLKʾn MLKʾ ʾyrʾn W ʾnyrʾn
 او همچنین در نقش رستم این عنوان را بکار برد اما واژه ایران و انیران در این دو مورد اخیر به چه معنی است؟
شکی نیست که ایران در اینجا جنبه مردمی دارد یعنی نشان دهند اتباع امپراطوری را دارد زیرا بوضوح بعد از ایران واژه انیران آمده که خوب طبیعتا شاه ایران نمیتوانسته شاه غیر ایران هم باشد اما ایران در اینجا جمع ایر است به معنی اریاییها و انیران یعنی غیر اریاییها که مستقیما اشاره به سکنه قفقاز یعنی گرجیهای باستانی دارد این سنت تا پایان شاهنشاهی ساسانی ادامه داشت
تصویر سکه های شاهپور دوم با  نام ایران و انیران mzdysn (bgy?) šhpwhry (MLKAn?) MLKA ’yr’n W ’nyr[’n]
...
تصویر سکه هرمز دوم ساسانی (سکه اول) با عبارت پهلوی MZDYSN BGY HWRMZDY MLKAN MLKA 'YR'N W 'N در معنی انگلیسی The mazda-worshipper, the
devine Ohrmazd, the king of kings of Iran and
non
و معنی فارسی پرستنده اهورا مزدا هرمز جاویدان شاه شاهان ایرانیان و انیرانیان از سایت کلاسیکال ایکانامیز


اما ایران از چه موقع در معنای سرزمینیش بکار گرفته شد؟ جواب این سوال در کعبه زردشت است که در آن شاهپور اول پادشاه ساسانی از واژه ایرانشهر استفاده میکند
.ērānšahr xwadāy hēm
 ایران شهر یعنی سرزمین آریاییان و این واژه قطعا بار سرزمینی دارد و همین واژه است که در خداینامه به عنوان ایران زمین بازتاب یافت و به همین صورت به شاهنامه فردوسی رسید که در بعضی جایها به ضرورت شعری به صورت ایران تخلیص گردیده است
البته در کتاب نامه اردشیر بابکان که قطعا مدتها بعد از مرگ اردشیر نگاشته شده از قول مانی دو سرزمین پارت و پارس با نام ایرانشهر آمده است
اما نکته جالب اینجاست که کلیه مناصبی که در رده کشوری وجود داشتند بعد از انها صفت ایران بکار میرفت مانند ایران سپهبد و ایران دبیر و ایران آمارگر
در بندهشن ایرانیان دقیقا به معنی سکنه سرزمین ایران بکار رفته است بصورت ērānag , یعنی خود ایران در اینجا به معنی سرزمین ایران است نه مردم اریایی البته معلوم نیست دقیقا چه موقع تقریر یافته است اما قطعا به پیش از قرن سوم هجری باز میگردد

بررسی  نام ایران بعد از اسلام:
اولین بار نام ایران پس از اسلام در کتاب تاریخ پیامبران حمزه اصفهانی آمده است او که گویا زبان پهلوی میدانسته و قطعا به خداینامه دسترسی داشته در تعریف ایران آورده است :
ایران سرزمینی که پارس هم نامیده میشود میان کشورهای هند و چین و ترکستان و افریقا و رم و بربرها قرار دارد (تاریخ پیامبران و شاهان ترجمه دکتر جعفر شعار)
پس از او شاعری بنام حکیم میساری این شعر را در قرن 3 هجری سرود:
وُ پس گفتم زمین ماست ایران
که بیش از مردمانش پارسیدان
و همچنین نام ایران در تاریخ سیستان آمده است
اما شاید اگر فردوسی نبود نام ایران برای همیشه به فراموشی سپرده میشد فردوسی که به خداینامه (کتابی که حاوی تاریخ اساطیری ایران بوده و گویا در زمان ساسانیان بصورت شفاهی وجود داشته شده ولی تحریر آن به خط پهلوی احتمالا از اواخر ساسانیان شروع شده و تا کمی بعد از حمله اعراب به ایران توسط موبدان زرتشتی  صورت گرفته اما متاسفانه اکنون اصل این کتاب به پهلوی موجود نیست و فقط بخشهایی از آن بصورت خلاصه توسط دیگر نویسندگان مثلا ابن ندیم در کتاب الفهرست به دست ما رسیده )دسترسی داشت و از فرزندان زمینداران زرتشتی مقیم خراسان بود و پهلوی نیک میدانست  نام ایران را 720 بار در شاهنامه اش تکرار کرد و برای همیشه این نام را در حافظه ایرانیان محفوظ گردانید. شاید اگر او نبود این نام برای همیشه از یادها میرفت . نمونه ای از اشعار فردسی که در آن به نام ایران اشاره شده است:
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر را به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
پس از او شعرای دیگری از جمله نظامی در شعرهایشان نام ایران را ذکر میکردند مانند نظامی :
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد.
بعد از فروپاشی سلسله های ایرانی و هجوم سلجوقیان و خوارزمشاهیان و از همه مهمتر مغولان  مکان جغرافیایی این نام به مرور از یاد عوام پاک شد و بصورت یک سرزمین افسانه ای شناخته میشد اما خواص از آن اطلاع داشتند چنانکه در تاریخ ابن خلدون نام آن آمده است اما اوضاع به همین منوال بود تا شاه اسماعیل سرزمین ایران را تقریبا با مرزهای سلسله ساسانی تشکیل داد و چون به شاهنامه مسلط بود نام ایران را دوباره به این سرزمین برگرداند دقیقا با همان جغرافیایی که پیش از اسلام شامل میشد
لقبی که شاه اسماعیل بر خود گذاشت شاهنشاه ایران بود یعنی دقیقا همان لقب شاهان ساسانی .عثمانیان در همان تاریخ ایران را با نام ایران میشناختند

شاردنیه سیاح معروف فرانسوی که در قرن هفدهم به ایران سفر کرده گوشزد کرده که ایرانیان کشور خود را به صورت توامان با نامهای فارس و ایران مینامند
در تمام  نامه های رسمی و فتحنامه های دوران صفویه نام ایران با همین صورت ذکر شده است:
نامه ای که در زمان شاه تهماسب دوم صفوی خطاب به سران افاغنه هرات نوشته شد

اما این سنت در زمان نادرشاه نیز همچنان به قوت خود برقرار بود و در نگین سجع مهرش شعر زیر حک شده بود:
نگین دولت و دین چون رفته بود زجا... به نام نادر ایران قرارداد خدا
سکه دو شاهی نادر شاه با مضمون سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان / نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان

در دوره قاجاریه نیز نام کشور ایران بود:
تمبرهای زمان قاجار و نام ایران در آن
...
متن قرارداد ترکمانچای و نام ایران که بوفور در آن دیده میشود
...
فایل صوتی که در آن مظفرالدین شاه نام ایران را بکار میبرد

همچنین در قانون اساسی مشروطه نام ایران به همین صورت ذکر شده است :
قانون اساسی مشروطه و نام ایران

اما در زمان رضاشاه در سال 1935 رضاشاه با درخواست رسمی به جامعه ملل از کشورهای عضو خواست که از این پس نام پرشیا را برای خطاب کردن کشور ایران بکار نبرند و تنها از نام ایران استفاده نمایند گویا در همان سال کشور افعانستان به خاطر شباهت نام هرات ( در پارسی باستان هریه یا آریه) با نام ایران تصمیم داشت نام افغانستان را به ایران تغییر دهد که رضاشاه پس از اطلاع از این موضوع پیشدستی کرد و نام ایران را در مجامع بین الملل تثبیت نمود.

* توجه: نگارنده این مقاله به هیچوجه ادعای جامع و کامل بودن مقاله را ندارد اما در اصالت و وثوق کامل مطالب و منابع تاکید میکند.

منابع:
1-اوستا
2-کتیبه داریوش
3-کتیبه کعبه زرتشت
4-کارنامه اردشیر بابکان
5-دانشنامه ایرانیکا
5-موزه بریتانیا http://www.britishmuseum.org
6-کلاسیکال ایکانامیز http://classicaleconomies.com
7-سایت سکه ها http://www.sekeha.com
8- عصر ایران http://www.asriran.com






۱۳۹۱ آذر ۲۲, چهارشنبه

هرگاه کف دست من مو درآورد تو هم سلوکیه را خواهی دید

پنجاه و سه سال پیش از میلاد مسیح صفحه ای درخشان از تاریخ ایران رقم خورد. کشور رم سه ژنرال یا کنسول اول داشت که قصد داشتند جمهوری را از بین ببرند و تاج امپراطوری را بر سر بگذارند ژولیوس سزار و پمپئی و کراسوس . هرکدام از این سرداران سعی داشتند با بدست آوردن افتخارات نظامی گوی سبقت را از دیگران بربایند و کراسوس سرداری که پیش از آن اسپارتاکوس فرمانده برده های شورشی را شکست داده بود تصمیم گرفت با تصرف کشور ایران و شکست اشکانیان بزرگترین افتخار را از آن خود کنند و این اولین رویارویی رومیان و ایرانیان بود .پس از تصرف سوریه توسط کراسوس ,ارد شاه اشکانی سفیری به نزد او فرستاد تا دلیل تجاوز نظامی وی به ایران را بپرسد کراسوس که سرش پر از باد غرور و نخوت بود به سفیر گفت دلیل حمله ام را شخصا پس از فتح سلوکیه (پایتخت اشکانیان در بین النهرین) به ارد خواهم گفت .سفیر ایران خندید و کف دستش را به کراسوس نشان داد و گفت پیش از آنکه تو سلوکیه را ببینی کف دست من مو در خواهد آورد و چنان شد که سورن سردار جوان اشکانی در نبرد حران (کرهه) با ارتش ده هزاری نفری خود ارتش پنجاه هزار نفری کراسوس را چنان در هم کوبید که بیشتر شبیه یک قتل عام بود تا جنگ بین دو ارتش. و بدین گونه بزرگترین شکست جمهوری رم توسط ایرانیان صورت گرفت و کراسوس سردار بزرگ روم و فرزندش در این جنگ جان باختند.
 منبع
زندگینامه کراسوس (پلوتارک)

۱۳۹۱ آذر ۱۲, یکشنبه

ملیگرایی ایرانی: محور اتحاد ایرانیان

آیت الله به خوبی متوجه پاشنه آشیل حکومت اسلامگرایان شده است: رئیس موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی محمد تقی مصباح یزدی گفت: اگر کسی به جای طرح ارزش‌های اسلامی شعار ملیت و ایرانیت سر دهد به خون شهدا خیانت کرده است. او همچنین گفت : آب و خاک ارزش آن را ندارد که انسان برای آن جان خود را از دست بدهد و طرح مباحث وطن دوستی نیز شعار دوران جاهلیت است.
برای اتحاد ایرانیان جهت تشکیل یک حکومت دموکرات میبایست یک محور اتحاد پیدا کرد :
این محور نمیتواند دین مشترک باشد چون همه ما دین مشترکی نداریم
این محور نمیتواند مرام مشترکی باشد چون همه ما کمونیست یامجاهد یا سلطنت طلب یا ... نیستیم
این محور نمیتواند قومیت مشترک باشد چون همه ما ترک یا بلوچ یا کرد یا ... نیستیم
این محور نمیتواند زبان مادری مشترک باشد چون همه ما زبان مادری مشترکی نداریم
اما این محور میتواند ملیگرایی ایرانی باشد چون همه ما در ایرانی بودن شریک و سهیمیم. ایرانی بودن به معنی این است که یا در خاک ایران به دنیا آمده باشیم یا تابعیت و هویت ایرانی داشته باشیم . میتوان با وطن دوستی و اشتراک منافع و تقسیم عادلانه منابع به همراه ملیگرایی ایرانی اتحاد همه ایرانیان را تضمین کنیم.
و ایت الله بدرستی قویترین الترناتیو ایدئولوژی دینی را تشخیص داده است.

۱۳۹۱ آذر ۱۱, شنبه

زبان کردی

زبان کردی یکی از زیرمجموعه های دسته زبانهای ایرانی غربی میباشد و از لحاظ تعداد گویش وران بعد از زبانهای پارسی و پشتون در میان دسته زبانهای ایرانی در رده سوم قرار میگیرد. این زبان شامل گویشهای بسیاری است اما دو گویش اصلی آن که خود شامل زیرمجموعه های دیگری میباشند گویشهای کُرمانجی و سورانی هستند . گویش کرمانجی یا کردی شمالی در گستره سرزمینهای مابین موصل تا قفقاز تکلم میگردد. از میان گویشوران این دسته کردهای ساکن ترکیه از خط ترکی مشتق شده از زبان لاتین جهت کتابت زبانشان استفاده مینمایند. گویش کردی مرکزی که سورانی نامیده میشود بعنوان گویش اصلی و ادبی این زبان در نظر گرفته میشود. این گویش از نواحی حوالی دریاچه ارومیه ایران تا جنوب کردستان عراق مورد استفاده سکنه منطقه قرار میگیرد. زیرمجموعه های گویش سورانی شامل کرمانشاهی لکی گورانی و زازایی میباشد

 منبع:
دانشنامه بریتانیکا