۱۳۹۱ آذر ۲۳, پنجشنبه

کشور ایران از چه تاریخی با این عنوان نامیده شد

هدف این مقاله بررسی این موضوع است که نام ایران از چه تاریخی در صحنه تاریخ پدید آمد و این کشور که از گذر تاریخ با نام پارس و پرسیس و پرسیا وپرشیا و فارس و ... در نزد دیگر ملل شناخته شده بود توسط ملت خودش چه نامیده میشد و از چه تاریخی با نام ایران مرسوم شد نکته اینکه در این مقاله کاری به قدمت نام اریا یا اریا وئجه که بارها در متون دینی اوستا و همچنین کتیبه بیستون داریوش آمده است نداریم و تنها به بررسی نام ایران به طور اخص میپردازیم

اولین بار نام ایران در تاریخ بر روی سکه های اردشیر اول موسس سلسله ساسانی ظاهر گشت به عنوان :
   ʾrtḥštr MLKʾn MLKʾ ʾyrʾn/Ardašīr šāhān šāh ērān
به معنی اردشیر شاه شاهان ایران
 پس از او پسرش شاهپور اول بر روی سکه هایش نام ایران و انیران را به نمایش دراورد
 MLKʾn MLKʾ ʾyrʾn W ʾnyrʾn
 او همچنین در نقش رستم این عنوان را بکار برد اما واژه ایران و انیران در این دو مورد اخیر به چه معنی است؟
شکی نیست که ایران در اینجا جنبه مردمی دارد یعنی نشان دهند اتباع امپراطوری را دارد زیرا بوضوح بعد از ایران واژه انیران آمده که خوب طبیعتا شاه ایران نمیتوانسته شاه غیر ایران هم باشد اما ایران در اینجا جمع ایر است به معنی اریاییها و انیران یعنی غیر اریاییها که مستقیما اشاره به سکنه قفقاز یعنی گرجیهای باستانی دارد این سنت تا پایان شاهنشاهی ساسانی ادامه داشت
تصویر سکه های شاهپور دوم با  نام ایران و انیران mzdysn (bgy?) šhpwhry (MLKAn?) MLKA ’yr’n W ’nyr[’n]
...
تصویر سکه هرمز دوم ساسانی (سکه اول) با عبارت پهلوی MZDYSN BGY HWRMZDY MLKAN MLKA 'YR'N W 'N در معنی انگلیسی The mazda-worshipper, the
devine Ohrmazd, the king of kings of Iran and
non
و معنی فارسی پرستنده اهورا مزدا هرمز جاویدان شاه شاهان ایرانیان و انیرانیان از سایت کلاسیکال ایکانامیز


اما ایران از چه موقع در معنای سرزمینیش بکار گرفته شد؟ جواب این سوال در کعبه زردشت است که در آن شاهپور اول پادشاه ساسانی از واژه ایرانشهر استفاده میکند
.ērānšahr xwadāy hēm
 ایران شهر یعنی سرزمین آریاییان و این واژه قطعا بار سرزمینی دارد و همین واژه است که در خداینامه به عنوان ایران زمین بازتاب یافت و به همین صورت به شاهنامه فردوسی رسید که در بعضی جایها به ضرورت شعری به صورت ایران تخلیص گردیده است
البته در کتاب نامه اردشیر بابکان که قطعا مدتها بعد از مرگ اردشیر نگاشته شده از قول مانی دو سرزمین پارت و پارس با نام ایرانشهر آمده است
اما نکته جالب اینجاست که کلیه مناصبی که در رده کشوری وجود داشتند بعد از انها صفت ایران بکار میرفت مانند ایران سپهبد و ایران دبیر و ایران آمارگر
در بندهشن ایرانیان دقیقا به معنی سکنه سرزمین ایران بکار رفته است بصورت ērānag , یعنی خود ایران در اینجا به معنی سرزمین ایران است نه مردم اریایی البته معلوم نیست دقیقا چه موقع تقریر یافته است اما قطعا به پیش از قرن سوم هجری باز میگردد

بررسی  نام ایران بعد از اسلام:
اولین بار نام ایران پس از اسلام در کتاب تاریخ پیامبران حمزه اصفهانی آمده است او که گویا زبان پهلوی میدانسته و قطعا به خداینامه دسترسی داشته در تعریف ایران آورده است :
ایران سرزمینی که پارس هم نامیده میشود میان کشورهای هند و چین و ترکستان و افریقا و رم و بربرها قرار دارد (تاریخ پیامبران و شاهان ترجمه دکتر جعفر شعار)
پس از او شاعری بنام حکیم میساری این شعر را در قرن 3 هجری سرود:
وُ پس گفتم زمین ماست ایران
که بیش از مردمانش پارسیدان
و همچنین نام ایران در تاریخ سیستان آمده است
اما شاید اگر فردوسی نبود نام ایران برای همیشه به فراموشی سپرده میشد فردوسی که به خداینامه (کتابی که حاوی تاریخ اساطیری ایران بوده و گویا در زمان ساسانیان بصورت شفاهی وجود داشته شده ولی تحریر آن به خط پهلوی احتمالا از اواخر ساسانیان شروع شده و تا کمی بعد از حمله اعراب به ایران توسط موبدان زرتشتی  صورت گرفته اما متاسفانه اکنون اصل این کتاب به پهلوی موجود نیست و فقط بخشهایی از آن بصورت خلاصه توسط دیگر نویسندگان مثلا ابن ندیم در کتاب الفهرست به دست ما رسیده )دسترسی داشت و از فرزندان زمینداران زرتشتی مقیم خراسان بود و پهلوی نیک میدانست  نام ایران را 720 بار در شاهنامه اش تکرار کرد و برای همیشه این نام را در حافظه ایرانیان محفوظ گردانید. شاید اگر او نبود این نام برای همیشه از یادها میرفت . نمونه ای از اشعار فردسی که در آن به نام ایران اشاره شده است:
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
اگر سر به سر را به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
پس از او شعرای دیگری از جمله نظامی در شعرهایشان نام ایران را ذکر میکردند مانند نظامی :
همه عالم تن است و ایران دل
نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران دل زمین باشد
دل ز تن به بود یقین باشد.
بعد از فروپاشی سلسله های ایرانی و هجوم سلجوقیان و خوارزمشاهیان و از همه مهمتر مغولان  مکان جغرافیایی این نام به مرور از یاد عوام پاک شد و بصورت یک سرزمین افسانه ای شناخته میشد اما خواص از آن اطلاع داشتند چنانکه در تاریخ ابن خلدون نام آن آمده است اما اوضاع به همین منوال بود تا شاه اسماعیل سرزمین ایران را تقریبا با مرزهای سلسله ساسانی تشکیل داد و چون به شاهنامه مسلط بود نام ایران را دوباره به این سرزمین برگرداند دقیقا با همان جغرافیایی که پیش از اسلام شامل میشد
لقبی که شاه اسماعیل بر خود گذاشت شاهنشاه ایران بود یعنی دقیقا همان لقب شاهان ساسانی .عثمانیان در همان تاریخ ایران را با نام ایران میشناختند

شاردنیه سیاح معروف فرانسوی که در قرن هفدهم به ایران سفر کرده گوشزد کرده که ایرانیان کشور خود را به صورت توامان با نامهای فارس و ایران مینامند
در تمام  نامه های رسمی و فتحنامه های دوران صفویه نام ایران با همین صورت ذکر شده است:
نامه ای که در زمان شاه تهماسب دوم صفوی خطاب به سران افاغنه هرات نوشته شد

اما این سنت در زمان نادرشاه نیز همچنان به قوت خود برقرار بود و در نگین سجع مهرش شعر زیر حک شده بود:
نگین دولت و دین چون رفته بود زجا... به نام نادر ایران قرارداد خدا
سکه دو شاهی نادر شاه با مضمون سکه بر زر کرد نام سلطنت را در جهان / نادر ایران زمین و خسرو گیتی ستان

در دوره قاجاریه نیز نام کشور ایران بود:
تمبرهای زمان قاجار و نام ایران در آن
...
متن قرارداد ترکمانچای و نام ایران که بوفور در آن دیده میشود
...
فایل صوتی که در آن مظفرالدین شاه نام ایران را بکار میبرد

همچنین در قانون اساسی مشروطه نام ایران به همین صورت ذکر شده است :
قانون اساسی مشروطه و نام ایران

اما در زمان رضاشاه در سال 1935 رضاشاه با درخواست رسمی به جامعه ملل از کشورهای عضو خواست که از این پس نام پرشیا را برای خطاب کردن کشور ایران بکار نبرند و تنها از نام ایران استفاده نمایند گویا در همان سال کشور افعانستان به خاطر شباهت نام هرات ( در پارسی باستان هریه یا آریه) با نام ایران تصمیم داشت نام افغانستان را به ایران تغییر دهد که رضاشاه پس از اطلاع از این موضوع پیشدستی کرد و نام ایران را در مجامع بین الملل تثبیت نمود.

* توجه: نگارنده این مقاله به هیچوجه ادعای جامع و کامل بودن مقاله را ندارد اما در اصالت و وثوق کامل مطالب و منابع تاکید میکند.

منابع:
1-اوستا
2-کتیبه داریوش
3-کتیبه کعبه زرتشت
4-کارنامه اردشیر بابکان
5-دانشنامه ایرانیکا
5-موزه بریتانیا http://www.britishmuseum.org
6-کلاسیکال ایکانامیز http://classicaleconomies.com
7-سایت سکه ها http://www.sekeha.com
8- عصر ایران http://www.asriran.com






۳ نظر:

Pargar گفت...

در تاریخ هرودت هر دو نام ایران و پارس بمعنای سرزمین آمده است.

Unknown گفت...

شما ببین که فردوسی که مشهورترین و بزرگترین پارسی نویس و ایران شناس بود چه نوشت و گفت ایران کجاست





Unknown گفت...

اگر خود ندارند پایاب جنگ

بریشان کنم روز تاریک و تنگ

هرانکس که هستند زیشان سران

کنم پای و گردن ببندگران

فرستم بنزدیک افراسیاب

نه آرام جویم بدین بر نه خواب

ز لشکر هر آنکس که آید بدست

سرانشان ببرم بشمشیر پست

بسوزم دهم خاک ایشان بباد

نگیریم زان بوم و بر نیز یاد

سه بهره ازان پس برانم سپاه

کنم روز بر شاه ایران سیاه

یکی بهره زیشان فرستم ببلخ

بایرانیان بر کنم روز تلخ

دگر بهره بر سوی کابلستان

بکابل کشم خاک زابلستان