در این مقاله سعی کردم تاریخ ترکان و مسیر مهاجرت آنان به ایران را بررسی کنم کلیه مطالب از کتب مرجع میباشد که در همان قسمت در پرانتز نویسنده مطلب را ذکر کرده ام
مغولستان مبدا اقوام زرد پوست می باشد این سرزمین چون چشمه ای جاری اقوام زرد پوست را در سراسر آسیای شرقی گسترانید اما در این مقاله نژاد مورد بحث ما ترک ها می باشند سه نژاد قابل تفکیک در مغولستان قرن 5 قبل ار میلاد نژاد مغول ترک و تنگوت می باشد درست در همین دوران ینی سئی علیا و مینوسنیسک و آسیای میانه در دست اقوام هند و اروپایی سارمات ها و سیت ها بود که این اقوام از اقوام ایرانی محسوب می شوند (تالگرن) این اقوام در انتقال تمدن و نحوه ذوب فلزات مفرغ و بعد ها آهن به اقوام ساکن مغولستان نقش اصلی را بازی کردند نقش واسطه را در این میان طایفه ای ترک و مغول به نام هون بازی کرد که در تواریخ چین به نام هیونگ نو ها معروفند هونها اولین بار در قرون 2و3 میلادی تهاجماتی را به چین و پس از آن از راه جنوب روسیه به اروپای غربی آغاز کردند اما اولین باری که ترک ها (به قول مورخان چینی توکیو ها) قدم به تاریخ نهادند قرن شش میلادی بود توکیو ها یا به قول خودشان تورکوت در زبان مغولی به معنای نیرومند و قوی است این نامی است که این طوایف به خودشان دادند و بعد ها به کلیه اقوامی که به زبان این طوایف صحبت می کردند مانند اوقوز ها و قرقیز ها نام ترک داده شد(بارتولد) ترک ها زیر سلطه ژوان ژوان ها که قومی مغول بودند قرار داشتند تا این که بومین رییس ترک ها ضد سلطه ژوان ژوان ها شورید و مغولستان را تصرف کرد بومین خیلی زود مرد و دو پسرش به نام های موهان و ایستمی امپراطوری ترک ها را بین خود به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کردند که قسمت غربی سهم ایستمی شد و از این رو از طرف غرب با هیاطله ها که قومی مغولی بودند همسایه شد او برای از پیش رو برداستن هیاطله ها با خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی قرارداد بست یکی از دخترانش را به او داد و با کمک ساسانیان هیاطله ها را از سر راه برداشت و ترک ها سواحل جیحون را تصرف کردند خود این پادشاه که در زبان ترکی خاقان نامیده می شد بعد ها به مدت بیست سال با ایران جنگید این اولین اصطکاک ترک ها و ایرانیان بود اما به گفته مورخ و زائر و جهانگرد چینی هیوانتسانگ وضعیت ظاهر ترک ها به شرح زیر است : زلف های انها بلند است چشم های بسار ریز و گونه های برجسته دارند صورتشان تیره است و از آن روی که از کودکی بر اسب سوارند پاهایشان خمیده است هنگام سواری بسیار چالاکند ولی هنگام راه رفتن به خاطر شکل پاهایشان کند هستند همگی زیر چادرهای از نمد زندگی می کنند مرتب کوچ می کنند شغلشان دامداری و رمه داری است صاحب منصبان آنان به ترتیب اولویت یبغو تگین و تودون نامیده می شوند مشاغل آنان موروثی است اسلحه آنان کمان و نیزه و شمشیر است در نوک تیرک هایشان کله زرین یک گرگ ماده را نسب می کنند و محافظان خاقان را بوری به معنای گرگ میگویند برای از دنیا رفتگان گوسفند یا اسب قربانی می کنند در هنگام مرگ نزدیکان صورت خود را با خنجر می خراشند تا خون از آن جاری شود و با اشک مخلوط شود در کنار قبر شخص متوفی به تعداد آدم هایی که کشته سنگ می گذارند به اجنه و ارواح و شمن ها اعتقاد زیادی دارند(ژولین) خاقان های شرقی به زودی از چینی ها شکست خوردند و در چینی ها و مغول ها حل شدند و دیگر اثری از آنها در تاریخ نماند اما خاقان های غربی تا زمان ظهور اسلام حکومت می کردند تا اینکه از بین رفتند و جای آنها دولت های محلی هم زبان با توکیو ها که نام ترک را به تبعیت از توکیو ها یدک می کشیدند بر سر کار آمدند تا اینکه سلسه سامانیان در خراسان و ماورالنهر به حکومت رسیدند این سلسله به جنگ با دولت های محلی ترک بت پرست پرداختند و به نام جهاد بسیاری از این ترک ها را اسیر کردند و به ماورالنهر آوردند این تماس سامانیان با ترک ها باعث مسلمان شدن ترک های جیحون شد و همین امر در های امپراطوری سامانیان و جهان اسلام را بر روی ترک ها گشود بسیاری از سربازان مزدور و اجیر سامانیان ترک بودند و بسیاری از اینان به بغداد فرستاده شدند و بنام غلامان ترک عصای دست خلفا شدند در زمان قیام بابک که مادرش آذربایجانی و پدرش اهل خوزستان بود خلیفه معتصم که اتفاقا مادرش یک کنیز ترک بود لشکریان بسیاری از ترک ها به سرکردگی سرداران ترکی بنام اشناس ایتاخ و بوغا را روانه آذربایجان کرد که فیروزی در نهایت با بابک بود تا اینکه بابک به دست هم رزم سابقش افشین شاهزاده ای از اشروسنه یا فرغانه ماورالنهر که سردار خلیفه شده بود شکست یافت در همین زمان و در کشاکش حکومت سامانی و اسکان عشایر ترک در ماورالنهر بسیاری از اقوام ترک قرقیز ازبک و ترکمن به ماورالنهر وارد شدند اولین سلسه ترک که در شرق ایران تاسیس شد سلسله غزنویان بود موسس غزنویان از سرداران ارتش ساسانی سبک تگین یک غلام ترک بود در همین زمان در سرزمین امروزی قرقیزستان اقوامی به نام اوغوز یا غز که بعد ها ترکمن نامیده شدند و با قرقیز های امروز از یک نژادند سکنی گزیدند در قرن یازدهم میلادی غز ها در به سیرت ترکمن های امروزی به ما معرفی می کنند و نشان می دهند که گروهی از ایلات و عشایر می باشند که به گفته رنه گروسه این افراد هیچ گذشته و تاریخی نداشته و بین قبایل بیابان گرد که تازه مسلمان شده بودند از همه بی معرفت تر و نادان تر بودند این افراد اتحاد چندانی نداشتند و دائما به مبارزه با یکدیگر مشغول بودند این افراد دو دسته شدند گروهی از طرف روسیه جنوبی به بالکان رفتند همان راهی را که با کمی تاخیر آوار ها و کمی پیش از آنان بلغار ها و مجار ها طی کرده بودند و در آنجا بین اقوام سارمات و اسلاوها مستحیل شدند و گروه دیگر به سرکردگی شخصی به نام سلجوق پسر دوقاق روانه ایران و آسیای صغیر شدند بنا به گفته بارتولد این قوم از اقوام مسلمان شده ترک وحشی تر بودند این افراد وارد قلمرو غزنویان شدند ولی از محمود غزنوی شکست یافتند اما بعد ها مسعود پسر محمود غزنوی را شکست دادند و تحت فرماندهی طغرل بیک وارد نیشابور شدند طغرل بیک ایران را تصرف کرد و اصفهان را پایتخت خود ساخت پس از آن به بغداد رفت و آنجا را از چنگ سلاطین آل بویه که خلیفه را تحت قیومیت خود در آورده بودند به در آورد علت پیروزی ترکان بر ایران این بود که در آن دوره هیچ حکومت قوی و متمرکزی در ایران بر سر کار نبود سلاطین سلجوقی به درستی فهمیدند که تمدن ایرانی اسلامی از آداب و رسوم بیابان گردی آنان برتر و والا تر است از این روی خوی و خلق تمدن ایرانی را فرا گرفتند و به جد به مبارزه با آداب صحرا نشینی و هرج و مرج طلبی ترکان برخاستند جانشین طغرل بیک یعنی آلب ارسلان در پیکار ملازگرد در ارمنستان دیوژن امپراطور بیزانس را شکست داد و آناطولی را مسخر کرد جانشین او ملک شاه به همراه وزیر کاردان ایرانی خود نظام الملک قدرت سلسله خود را تثبیت کرد و به مبارزه به قبایل مهاجم و بدوی ترک در مرز های ایران پرداخت و قبایل و اقوام اوغوز را که پیاپی به مرزهای ایران سرازیر می شدند راهی آناطولی و آسیای صغیر کرد بنابراین آناطولی به ترکستان تازه ای تبدیل شد ولی خطه پارس و ایران از ترک شدن رهایی یافت(گروسه) در آسیای صغیر تا دو قرن هرج و مرج غز ها بر پا یود تا اینکه نهایتا عثمان نامی از سلاله سلجوقیان سلسله عثمانی را تاسیس کرد در آسیای صغیر و ترکیه امروزی نژاد ترک کاملا مستقر شد و چوپان ترکمن جانشین زارع بیزانسی شد. از آن روی که آناطولی از لحاظ ارتفاع و آب و هوا ادامه مرغزاران آسیای علیا است شرایط برای این امر کاملا مهیا بود اما در ایران علی رغم استقرار ترکان در خراسان آذربایجان و اطراف همدان عمق و متن ساکنان آن ایرانی باقی ماند( عین جمله کتاب امپراطوری صحرانواردان رنه گروسه صفحه 267) در خراسان به علت استیلای طولانی مدت سامانیان و رواج فرهنگ شعر و شاعری فارسی در تمامی محافل با این که نژاد ترک اثرات زیادی بر روی ظاهر مردم گذاشت ولی نتوانست زبان مردم را تعویض کند ولی در آذربایجان از آنجا که دائما از آناطولی دستجات ترکمن به آذربایجان گسیل می شدند زبان ترکی جایگزین زبان تاتی و طالشی و کردی شد. تاریخ ترکها پیش از ورود به ایران کاملا مشخص است وهیچ جنبه پنهانی ندارد
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
۳ نظر:
نکات ارزنده و مستندی را مرقوم کرده اید. بدون شکن آذریهای ایران از لحاظ نژادی هیچگاه ترک نبوده اند (زیر پنج درصد) ولی زبان آنها ترکی شده است (البته نه ترکی کامل)و متاسفانه روبه گسترش هم هست. پدربزرگ پدرم نقل کرده بود که تا صد و پنجاه سال پیش دو سوم مردمان منطقه اردبیل زبانی بین تالشی-تاتی داشتند ولی در سده اخیر ترکی گسترش شدید یافت. نکته ای که می خواهم عرض کنم این است که اگرچه آذری های ایرانی ترکی (ناخالص)حرف می زنند ولی نژاد آنها از مغول نیست. آنها ایرانی اصیلند و همانگونه که اشاره کرده اید از باقماندگان تالشان، تاتها و کردها هستند که اینها از اصیلترین طوایف ایرانی بوده اند
موفق باشید
salam !
Matlab e shomaro ba zekr e manba dar " portal e khabariye aramaneye iran " gozashtim !
Az anjayi ke email e az shoma nadashtim natunestim az shoma ejaze begirim !
Khoshhal mishim ke agar motaleat e digari dar in zamine darin maro motale konin !
http://farsi.iranahayer.com
از لحاظ ژنتیکی مطلب شما اشتباه می باشد ، ترکان حال حاضر مغولستان و چین ، از نظر ژنتیکی همان ترکان آذری هستند و ریشه ژنتیکشان به قفقاز و شمالغرب ایران می رسد . در واقع ترکان در ۳۰۰۰ سال قبل از ایران و قفقاز به مغولستان و شمالغرب چین مهاجرت کرده اند .
ارسال یک نظر